سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

تنــــــــــ ها.... به شوق منجی
بنت العبرة به گریستن برای تو زنده است... 
پیوندهای روزانه

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

...همیشه بهم می گفت: از صداقتت خوشم می آد،

ولی دوست ندارم داشته باشم، چون ورژنش به این روزگار نمی خوره!!

این نگاه و رفتار صادقانه توی این روزگار دیگر جواب نمی دهد، EROR می دهد...

آره راست می گفت، این را خودم هم می دانستم که امروزه روز صداقت توی تعاملات

و رفتارهای مردم جایی ندارد، و اگر جایی، گاهی، بخواهی با صداقت(به تمام معنایش) عمل کنی،

 یا هالو فرض میشوی، یا زیرآبت را میزنند، یا...، یا خوبه خوبش فقط تمسخر می شوی،

گاهی بعضی کارها تو جامعه آنقدر اپیدمی و فراگیر می شود که علی رغم نادرست بودن

 آن رفتار وعملکرد اگر بر خلاف آن عمل کنی و به اصطلاح کاری را انجام بدی که باید،

به زعم همان عرف متهم به چیزهایی می شوی که حتی فکرش را هم نمی کردی!!!!

و آنوقت تویی که باید انتخاب کنی که مثل آنها به آن رفتار اشتباه معروف ادامه بدهی

و یا به آن عملکرد درست غیر معروف پایبند بشوی.

گرچه آماج تهمتها و افتراها قرار بگیری.(مثل شهید بهشتی)

شاید تا به حال خیلی برایم پیش آمده که بر اساس این نگاه و انتخاب صادقانه که اعمال کردم،

 متحمل همان نگاههایی شدم، که پیش تر گذشت، ولی هر چه سعی کردم نتوانستم تغییرش بدهم...

بعد ها فهمیدم اشکال از من و نگاه و عملکرد صادقانه من نیست که EROR می دهد،

در واقع من به اشخاص و موقعیتها و شرایط آنطوری نگاه می کنم که شأنیت هر چیز هست و باید باشد،

 مشکل اینجاست که شأنیت آدمها و اشخاص تغییر کرده و متفاوت شده.

و آدمها شأنیت رفتارها و هنجارها را هم تغییر می دهند.

هر کسی برای پیشبرد اهداف خودش، دست به هر کاری می زند

و اصلا هم به این نمی اندیشد که شأنیتش چیست و کجاست!!!

همه مان انگار دنبال این هستیم که به شأنی که دوست داریم برسیم،

اما بدون در نظر گرفتن ظرف شخصیتی مان، بدون اینکه حتی شأن راهی را که می خواهیم برویم بدانیم.

حالا برای رسیدن و زودتر رسیدن دیگه مهم نیست وسیله چیست!!!! فقط برسیم،

حتی به قیمت نابودی دیگران و پایمال شدن حق آنها!!!!!!!!!!

مهم این نیست که دیگران چه می خواهند و چه توانایی هایی دارند،

مهم فقط من هستم فقط خودم !!!

حتی به قیمت نابودی ارزش وجودی و کرامت نفسم (کی به ارزش وجودی و کرامت نفس فکر می کند دلت خوشه!!)

غافل از اینکه حساب و کتابی هم هست،

زالو صفت به چهار دیواری دنیا چسبیده ایم؛ گویی هیچگاه آن را پایانی نیست

و ما و تزویرهایمان جاودانه در سرای فانی و مزمحل دنیا در پشت ابرهای سیاه نیرنگها

و مکرهای حباب گونه مان ابدی خواهیم ماند.

خدا به داد ما برسد با این اوضاع پیچ در پیچ هزار رنگ....

اکنون رفیق روی سخنم با توست؛

از اینهمه نفاق دلم می گیرد و تنفس برایم دشوار است، به دشواری نفس نکشیدن،

آری همان احساس خفگی...

فضا غبار آلود است آنقدر که هر چه مینگرم و چشم می اندازم نمی بینمت،

در حالیکه تو بسیار به من نزدیکی، بسیار نزدیک!!!!!

رفیق؛ خودم و تو را دعوت می کنم که:

مدام و هر لحظه مراقب خودمان و روحمان باشیم که شأنیت خودمان را گم نکنیم،

و با این خیل وسیع در این اقیانوس بی کران سر درگمی و در این نا کجا آباد ره گم نکنیم .

هر لحظه به خودت فکر کن رفیق، به افکارت ، به اعمالت، به نفست، به علقه هایت،

به بندگی ات، به عبادت و نیازت ...

نکند شأنیت شان را از دست بدهی، حتی اگر دنیا هم به هم ریخت تو مراقب باش

همانی باشی که محبوبت خواسته و تو را برای آن خلق کرده،

شأن تو بندگی مخلصانه است، برتری بر تمامی مخلوقات اگر سعی کنی...

مثل همیشه کلام کهنه فسیل شده، و بغضهای ورم کرده فراوانند رفیق ؛

اما زمان برای بازگو کردن و درمان آبله ها بسیار اندک!!

به اندکی فاصله من و تو ...

کنار همان پنجره همیشه، کنار آن پرچینها،

 سیب سرخی در دست گرفته ام و در راه منتظرم و چشم به دروازه دنیا دوخته ام که،

کی می آیی تا تقدیم قدوم بهاریت کنم این تحفه بهشتی را...

ای خسته از دوری و بی نشانی این سالهای کهنه،

نگاهی جستجوگر و شیوا و عاشق وجودت را می جوید، و دلی پرشور از این عشق،

 امیدوار ترا می طلبد،

ولی هنوز اوج تنهایی و بی نشانی من غریق این موج سرگردان گمراه است،

گمراه است که از روز نخست؛

عشق ترا کدامین نسیم سحری خاموش کرده، که دیگر صدای مشتعل عاشقانه ات را نمی شنوم،

و در کدامین هوای ناشناخته و به دست کدامین طوفان بلا گرفته و موج سهمگین عشق ترا گم کرده

است، که اکنون بی دریغ و نگران وجود گرمت را دنبال می کند.

کجا مانده ای ؛

                   « ای دردت به جان بی قرار و پر گریه ام...»....

بهش گفتم: ولی من صداقت را دوست دارم، با همین ورژن، چون با روح و فطرتم سازگار است.

گفت یافت می نشود جسته ایم ما ****** گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

                                                           «مراقب خودتان و روحتان باشید.»



برچسب‌ها: صداقت_ امید _رفیق _عشق _درد _ روح _ نفس _ شأن
[ چهارشنبه 88/2/23 ] [ 7:7 عصر ] [ «بنت العَبرَة» ]
........

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حالم خراب و خسته و طوفانی است باز دل می رود ز دست ولی مــــهر کرده راز اینجا عجــیب بوی تــــو را می دهد زمان خون می خورم مدام و اجابت نشد نیـــاز
امکانات وب